Friday, January 16, 2015

Sunday, December 21, 2014

Monday, December 15, 2014

"میم" هرگز باز نمی گردد .



امروز شوهر خانوم "میم" به شرکت ما آمد. برافروخته و خشمگین وارد شرکت شد . به دنبال مدیر عامل شرکت می گشت که طبق معمول نبود. بعد از آنجا که دم دستش کسی به جز آبدارچی بدبخت شرکت نبود سیلی به صورت بدبخت زد و شروع به داد بیداد کرد : که زن من بدون اجازه سر کار میرفته ، شما ها با زن من رابطه داشتین. من شکایت می کنم . من تو دهن .... خلاصه به زور شوهر خانم میم را به اتاق پسر عمویم بردیم .بعد از خوردن کلی آب و قند بغضش ترکید و لب باز کرد و گفت . بعد از به دنیا آمدن بچه، فیل خانم میم یاد هندوستان می کند و با رفیق درجه 1 آقای شوهر روی هم میریزند . و آقای شوهر مانده با یک بچه... شوهر خانم میم می گفت چند وقت بعد از دوران بارداری خانم میم متوجه رفتار های مشکوک او شده و با پیگیری  فهمیده است که نزدیک ترین دوستش با زنش رابطه دارد . طفلی اعصابی برایش باقی نمانده بود . کل دنیا در عرض چند ثانیه بر رویش سقوط کرده بود . می گفت که خانم میم بعد از به دنیا آمدن بچه دچار افسردگی شده بود . به درخواست پزشک ، آقای میم آخر هفته ها دوستان و آشنایانشان را دعوت می کردند تا شاید افسردگی خانم میم تغییری کند . ظاهراً درمان دکتر  اثر می کند و خانم میم عاشق رفیق قدیمی آقای شوهر می شود .

پیوست 1 :  چند وقتی بود که خانم میم به شرکت ما نمی آمد و ما کلی از ندیدنش خوشحال بودیم.
پیوست 2 : هر کاری کردم نتوانستم با خودم کنار بیایم دیتا  خانم میم را به آقای شوهر تحویل دهم.
چهارصد و پنجاه گیگ بلو ری نا قابل

خانم " م"

ﺧﺎﻧﻢ "م" ﺑﻌﺪ اﺯ ﮔﺬﺭاﻧﺪﻥ ﺩﻭﺭاﻥ ﺑﺎﺭﺩاﺭﻱ و ﺯاﻳﻤﺎﻥ ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﺑﻪ ﺩﻓﺘﺮ ﻣﺎ ﺑﺎﺯﮔﺸﺖ.اﺯ ﺁﻧﺠﺎﻳﻲ ﻛﻪ ﺑﺴﻴﺎﺭ ﺧﻮﺵ ﺭﻭ و ﺑﺎ اﺧﻼﻕ اﺳﺖ ﻫﻤﻪ ﺑﭽﻪ ﻫﺎﻱ ﺩﻓﺘﺮ اﺯ ﻓﺎﺻﻠﻪ 6 ﻣﺎﻳﻠﻲ اﺯ اﻭ ﻓﺮاﺭ ﻣﻲ ﻛﻨﻨﺪ . اﻟﺒﺘﻪ ﺑﻤﺎﻧﺪ ﻛﻪ ﺧﺎﻧﻢ "م" اﻋﺘﻘﺎﺩﻱ ﺑﻪ ﺭﻭﺡ ﻧﺪاﺭﺩ.ﺳﺮﺗﺎﻥ ﺭا ﺩﺭﺩ ﻧﻴﺎﻭﺭﻡ, اﻣﺮﻭﺯ ﺧﺎﻧﻢ "م" ﺭا ﺩﺭ ﭘﺸﺖ ﻣﻴﺰﺵ ﻣﺸﻐﻮﻝ ﺩﻳﺪﻥ ﻓﻴﻠﻢ ﻫﺎﻱ ﭘﻮﺭﻧﻮ ﺩﻳﺪﻡ.ﻣﻴﺰ ﺳﺮﻭﺭ ﭘﺸﺖ ﻣﻴﺰ ﺧﺎﻧﻢ "م" ﻗﺮاﺭ ﺩاﺭﺩ و اﺯ ﻟﻂﻒ ﺩﺭ ﺷﻴﺸﻪ اﻱ ﺁﻥ و ﺭﻓﻠﻪ ﺗﺼﻮﻳﺮ ﻣﺎﻧﻴﺘﻮﺭ ﻣﺘﻮﺟﻪ ﺳﺨﺘﻲ ﻛﺎﺭ ﺧﺎﻧﻢ "م" ﺷﺪﻡ. ﻃﻔﻠﻲ ﭼﻨﺪ ﺭﻭﺯﻱ ﺑﻮﺩ ﻛﻪ ﻣﻴﺰ ﻛﺎﺭﺵ ﺭا ﺑﺎ ﻣﻴﺰ ﻛﺎﺭ ﻣﻦ ﻣﻴﺨﻮاﺳﺖ ﻋﻮﺽ ﻛﻨﺪ, و ﻣﻦ ﺑﺮاﻳﻢ ﺟﺎﻱ ﺳﻮاﻝ ﺑﻮﺩ, ﻛﻪ ﭼﺮا? و اﻭ ﺟﻮاﺏ ﻣﻴﺪاﺩ ﺑﺮاﻱ ﮔﺮﻣﺎﻱ ﺯﻳﺎﺩ و اﻳﻨﻜﻪ ﺑﺎﺩ ﻛﻮﻟﺮ ﺑﻪ اﻭ ﻧﻤﻴﺮﺳﺪ.اﻟﺒﺘﻪ ﻣﻴﺰ ﻛﺎﺭﻱ ﻣﻦ ﻫﻢ اﺯ ﻟﺤﺎﻅ اﺳﺘﺮاﺗﮋﻳﻚ ﺟﺎﻱ ﻣﻨﺎﺳﺒﻲ اﺳﺖ , ﭼﻮﻥ ﻫﻴﭻ ﻛﺲ ﺟﺰ ﺧﻮﺩﻡ ﺑﻪ ﺁﻥ اﺷﺮاﻑ ﻧﺪاﺭﺩ. ﺧﻼﺻﻪ ﺗﺎ ﺻﺪاﻱ ﻛﻤﻲ ﻣﻲ ﺁﻣﺪ ﻳﺎ ﻛﺴﻲ ﺭﺩ ﻣﻴﺸﺪ ﺧﺎﻧﻢ "م" ﺳﺮﻳﻊ ﻓﻴﻠم ﺭا ﻣﻴﻨﻴﻤﺎﻳﺰ ﻣﻲ ﻛﺮﺩ.

ﭘﻴﻮﺳﺖ : اﺯ ﺳﺮﻭﺭ ﻧﻴﻢ ﻧﮕﺎﻫﻲ ﺑﻪ ﻫﺎﺭﺩ ﺧﺎﻧﻢ "م" اﻧﺪاﺧﺘﻢ. 438 ﮔﻴﺎﮔﺎﺑﺎﻳﺖ ﺁﺭﺷﻴﻮ ﻧﺎﻗﺎﺑﻞ!
شهریور 93