بی حسی همچنان باقی است. اثرات همان روز هاست. دیگر نه مقاومت میکنم نه مبارزه. به نقطه سومی رسیدم که حس میکنم میتونم تا انتها فقط نظاره گر باشم. از اول هم با سانسور مخالف بودم بخصوص به خود سانسوری. اینجا داره شبیه موزه میشه، موزه ای که دیگه فقط خودت بهش سر میزنی. تو این دوره اینستاگرام و توییتر و ... دیگه کسی حال باز کردن بلاگ ها رو نداره. شاید هم باشند تعداد محدودی ولی دارم فکر میکنم احتمالا این هم مثل 360 یه روز تموم میکنه. چیزی که برام یک مقدار عجیبه اینه که سوشال نتورکر ها از قدیم سر همین جریان، مثل خانه به دوش ها بودند. ازین شبکه به شیکه دیگه ولی الان چند سالیه که از فیسبوک و اینستاگرام میگذره، ولی هیچ صحبتی هم ازش نیست. احتمالا آدم ها خسته شدند. ثبات احتمالا با ارامش همراهه. اصلا چرا گیر دادم به این داستان الان ؟ شاید چون فضا ها عوض شدند، و ما خانه به دوشان شبکه های اجتماعی دیگر جایی نداریم. هنوز هم به نظرم 360بهترین جا بود،چون بر تولید محتوای شخصی ارزش گذاری شده بود.داستان " گا جایی در اطراف فشم" از میلاد از همین سیصد و شصت آمد. دور نیستند خیلی اون سال ها ولی کیفیت زندگی و رنگ و بو خیلی فرق میکرد.
Tuesday, April 19, 2022
Subscribe to:
Posts (Atom)

